موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )

36

مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )

تقليد از آن ميكنند و اگر به همين طريق پيش رود در آتيه تفليس شهر قشنگى خواهد شد . آبهاى معدنى اين بلاد مشهور آفاقست و اهالى شنبه‌ها دسته‌دسته بدانجا مىروند . مردان تمام روز را بكشيدن سيگار ، شرب شراب ، خوردن پنير و زدن گيتار مىگذرانند و اين بهترين تفريح هفتگى آنان است . زنان هم در حمام مخصوص خود به سياه كردن موهاى سر و ابرو و قرمز كردن ناخن‌هاى خود با رنگ قرمزى مشغول ميشوند كه در نتيجه با صورت سفيد و موى مشكى شبيه عروسكهائى مىشوند كه روز نوئل در آلمان به اطفال « 1 » مىدهند . ممكن نيست زنى از خانه خارج شود مگر اينكه سراپاى خود را در چادر سياه مسخره‌اى مستور كند و تنها جايى را كه ميگذراند ديده شود همان ابروانست كه مصنوعا سياه مىكنند . اگر زنى در خيابان به يك يا چند مرد روسى مصادف شود و جاده هم بقدرى عريض نباشد كه بتواند خط سيرش را تغيير داده از آن‌طرف بگذرد آنقدر رو به ديوار مىايستد تا مردان بگذرند . اغلب سربازان جوان كه به اين زنان مؤمنه مقدسه ميرسند بتقليد آنان دستمال سفيدى به صورت خود افكنده رو به ديوار مىايستند تا يكى از طرفين خسته شده به راه افتد . در اين قبيل مواقع گاهى هم طرفين با يك‌ديگر خداحافظى مىكنند . تنها تفريحى كه در گرجستان بزنان اجازه داده شده اين است كه روزهاى يكشنبه و اعياد روى پشت‌بامهاى خانهء خود كه به شكل ايوانى ساخته شده هواخورى كنند - هروقت عدهء زنان زياد باشد دايره زده مىرقصند . حركات اين رقص خيلى سريعست ، دستها وضعيت قشنگى پيدا مىكند ولى پاها از بلندى لباس ابدا نمايان نيست و گاه مثل اين است كه متوقف باشند - رويهمرفته چيزى عجيب‌تر از راه رفتن يك خانم گرجى نيست . علاوه بر اين زنان تفريح ديگرى هم دارند كه در اين قسمت بعنوان تماشاچى

--> ( 1 ) مراجعه بكتاب ورتر شود .